خدمت بسیجی وار وخاطراتش در مناطق محروم

چند وقتی است که سفردانشجویان مشغول به تحصیل در طرح هجرت (خدمت به مناطق محروم روستایی) تمام شده است. از گوشه وکنار می بینیم و میشنویم از خدمات کوتاه مدت این عزیزان به مناطق محروم وبعضا صعب العبور در سراسر کشور. هرچند طرحی است کوتاه مدت ومقطعی وشاید در بعضی از جاهاجوابگوی نیازهای بعضا اساسی مناطق محروم را نداده باشد، اما بنظر حقیرکاری زیبا و خداپسندانه است وشور وعلاقه وخاضع وخاکی بودن وبدون چشمداشت افرادشرکت کننده  در این طرح است که در بعضی ازجاها انقدر راندمان وکیفیت کار را بالا می برد که تعجب میکنی ومحصول کار را فرایند کاریک گروه حرفه ای می پنداری!بهر حال دوست دارم این روال با تجربه های بهتر در سالهای بعد هم ادامه داشته باشد و دانشجویان هم با مناطق مختلف وهم محروم ایران اشنا شوند وهم بعضی مواقع از برداشت های خیلی خیلی ایده ال کمی عقب نشینی نمایند !!(هرچند تعلق خاطر دانشجویی بهمین ایده ال دیدن است!!) ولی پایان کار برای همه دانشجویان خاطره ای شیرین از خدمت به هموطنان را بهمراه دارد وتا سالهای سال جزء خاطرات لاینفکشان خواهد بود.به عنوان مثال حقیر در یکی از طرح های بسیج و وزرات بهداشت در راه مبارزه با ریشه کنی فلج اطفال درمناطق محروم ودور افتاده محل خودمان شرکت کردم ودر دوران دانشجویی از تهران به چمسنگر رفته وبه مدت یک شبانه روز در مناطق دور افتاده ای که راهشان مالرو بود رفتم وبه مردمی برخورد کردم که هیچ بهره ای از امکانات بهداشتی وآموزشی نبرده بودند و به نوعی در عصر حجر زندگی میکردند و سالی چندبار به ایستگاه برای تهیه بعضی از مایحتاج خود سفر میکردند ! ولی علاقه انسان برای خدمت به چنین مناطقی موقع مشاهده محرومیت بیشتر شده و سعی میکند وظیفه ای را که بردوش دارد به نحو شایسته ای به انجام برساند .بنده شرکتم در این طرح را هیچ وقت فراموش نمی کنم وبرای کودکانی در روستاها وعشایر لرستان کار کردم که هیچ واکسنی نزده بودند ! واکسن فلج اطفال اولین واکسن انان بود وحتی از ریختن دو قطره واکسن بر زبان خود می ترسیدند وگاهی  فرار میکردند ولی با هر زحمتی بود سعی کردم دلشان را بدست بیاورم وبرایشان توضیح دهم تا راغب شوند .فراموش نمی کنم که موقعی برایشان توضیح میدادم وسوال می پرسیدم هیچ ماشین ،قطار ویا موتوری ندیده بودند واصلا تصور تلویزیون در مخیله انان نمی گنجید وندیده بودند .مدرسه نداشتند . وهیچ بهره ای از تکنولوژِی نبرده بودند .بهر حال من هنوز مشتاق شرکت در اینگونه طرحهایی بسیجی وار هستم تا شاید محرومیت تا حدودی از مناطق کشورمان تا حدودی کم و کمرنگ تر گرددد.وآرزوی موفقیت برای کسانی که در این طرح شرکت میکنند دارم.

/ 4 نظر / 5 بازدید
سلمان

واکسن فلج اطفال اولین واکسن انان بود وحتی از ریختن دو قطره واکسن بر زبان خود می ترسیدند وگاهی فرار میکردند نتیجه کار شما ودوستانتان در این طرح انقدر چشم گیر بود که ریشه کن شد فلج اطفال دراین سرزمین والبته کار بسیجی گونه تان هنوز جاری است وان خدمت به خلق و تربیت اولاد صالح و.... کمتر بچه ای است که همانند سپهر نگذارد نمازش قضا شود انهم در عیادت مریض در شفا خانه

رضا مدهنی

خدمت به نیازمندان و محرومان از بزرگترین عبادات است قطعا توفیق چنین خدمتی فقط نصیب بندگان برگزیده خدا می گردد

رضا مدهنی

من اردیبهشت ماه به بیشه آمدم به مرکز بهداشت آنجا رفتم و ودیداری هم با پزشک و پرسنل آنجا داشتم پزشک غیر بومی (تهرانی )که علاقمند به خدمت در این منطقه بود و بعد از اتمام طرحش باز هم در آنجا ماندگار شده بود انشا’الله در بهار سال آینده بتوانم به چمسنگر بیایم شاد و سر بلند باشید