اولین آزمون گهر و لرها در لیگ برتر

از آخرین باری که ورزشگاه برای تماشای یک بازی به استادیوم رفته ام سال77 دیدار پرسپولیس با پاس بود انهم بدرخواست دوستان وبرای گذراندن یک روز دانشجویی !بعد از سالها حالا باید بین حس و حال وهوای فعلی، مشغله ی روزانه و جلسات و پیگیریهای مختلف و کارهای روزانه خانه و زندگی وطرفداری از تیم گهر شهرداری دورود یکی را انتخاب میکردم .با دعوت دوست عزیز جناب ابراهیم خدایی و پیگیریها اطلاع رسانی همیشگی اش بنا را برحضور گذاشته بودم اما از آنجایی که زمان اتمام یکسری کارهای اداری و... معلوم نبود تا روز5شنبه ساعت 2 نتوانستم به ایشان قول بدهم اما ازطرفی میدیدم ایشان تنها در این پایتخت با این همه گرفتاری باز هم در صف اول برای نام " لرستان و قوم لر" قرار دارند تصمیمم برای حضور قطعی شد.ناگفته نماند در همین روز هم همکارانی که با اخلاقم آشنایی داشتند همه از بازی گهر میگفتند و چون میدانستم اهل حضور در ورزشگاه نیستم از تصمیم بر حضور متعجب و برخی هم با گفتن"لربا تعصب " تشویقم میکردند.

ساعت 5.30 قرار من با ابراهیم خدایی در میدان آزادی تهران بود که او هم چشم براه عیسی قائدرحمت که از دورود با وسیله عبوری برای تشویق عازم تهران شده بود .اولین بار بود که قائدرحمت را ملاقات میکردم ودومین بار ابراهیم را ! ترافیک تهران -کرج کمی خسته کننده شده بود و ما ساعت 8.30 به ورزشگاه رسیدیم .

اتوبوس دورودی ها هنوز نرسیده بود و طرفداران گهر کم کم وارد ورزشگاه میشدند و لرهای کرج هم قبل از بقیه به صورت پراکنده حضور داشتند .در این میان نگرانی ابراهیم خدایی  وعیسی قائدرحمت برای یکپارچه سازی واتحاد همه ی تماشاگران و سردادن شعارهای لری وتنهایی  آنان و عدم حمایت بعضی از لیدرها  بیش از هر چیز برایم قابل توجه بود .

حضور طرفداران ملوان با لباس سفید و متحد نشان از سازماندهی همیشگی انها در طول سالیان سال حضور در لیگ برتر شان داشت .پارک اتوبوس و ماشین های حامل تماشاگرانشان خارج از ورزشگاه نکته ای بود که برای من جالب و تجربه دار بودنشان را نمایش میداد (بجز اتوبوس که احتمالا تنوانستند وارد ورزشگاه شوند).

در آخر حضور تعدادی هوادار گهر و پخش موسیقی لری و رقص سنتی لری و جمع شدن شهروندان کرجی که برای خرید به تره بار آمده بودند وهمچنین تعدادی تماشاگران ملوانی برای تماشا از نکات جالب و روحیه بخش و بنوعی شادی و شعف لرستانی ها را برای حضوری متفاوت در لیگ برتر نشان میدادو از نکات زیبا و دیدنی حاشیه های بازی بود.

حضور دوربین نود هم برای پوشش حاشیه های بازی وعدم انجام بازی در شهر دورود هم پرسش وپاسخ هایی را بهمراه داشت (مخصوصا جایی که برای معنی شعار لری "ای گله نومت گله  گل ها ونومت ای گله " بازوی ابراهیم خدایی را کشیدم که این شعار را برای بینندگان نود خوب ترجمه کند). حضور وبلاگنویسان و دیگر فعالان لرستانی در کنار دیگر تماشاگران میتواند راهنمای خوبی برای دیگر تماشاگران تیم گهر  قلمداد شود.

شروع بازی در حالیکه هر دو گروه تماشاگران ملوان - گهر در جایگاه روبروی ورزشگاه قرار گرفته بودند کمی سوال برانگیز بود و سوت اغاز بازی و نمایش خوب گهر در دقایق اولیه بازی امیدوار کننده بود و موقعیت های خوبی هم روی دروازه حریف داشتند .نیمه اول مساوی به رختکن رفتند .در بین نیمه اول حضور استاد رحمان پور - آقای کایدی که زحمت همراهی استاد را کشیده بودند- تماشاگران را تحت تاثیر قرار داد و لحظاتی از بازی شعار " ایرج با تعصب" در ورزشگاه طنین انداز شد . همچنین حضور دوست خوب و همزبان قزوینی ام "مهندس احد چگنی که از قزوین برای تشویق گهر آمده بود نشان از عرق لری و ابلیلتی همیشگی احد داشت و از دیدار "احد چگنی" و "حسن گرجی" بسیار مشعوف شدیم .

بین دو نیمه درگیری هواداران ملون وگهر برای لحظاتی به خشونت کشیده شد و سنگ پرانی از سمت پشت جایگاه تماشاگران به سوی تماشاگران باعث متشنج شدن سکوهای ورزشگاه شد.کمی هم حضور ضعیف یگان ویژه مزید برعلت شده بود ودر جایی بیشتر مامورین به سمت تماشاگران گهر هجوم آوردند وملوانی ها بیشتر سنگ به طرف تماشاگران پرتاب نمودند.این حرکات و جابجایی دوباره تماشاگران تیم گهر تلاش های دوستان را برای هماهنگی در سردادن شعارهای لری بین دو نیمه بهم زد .تماشاگران لر تیم گهر آمادگی برای اتحاد و همدلی را دارند واین نیاز به هماهنگی وهمدلی بین لیدرها و تماشاگران دارد. 

پلاکاردهای طرفداران گهر جالب وزیبا و با نوشته های لری وبا مضامینی زیبا نوشته شده بود. شعارهای لیدرها زیاد دلچسب تماشاگران نبود و زمانیکه شعارهای لری داده میشد تماشاگران بیشتر استقبال میکردند مانند شعار " نون و پنیر و تَره   ملوان چُکِس دِ خَرَه " بعدا لیدرها هم سعی بر شعارهای لری داشتند. ولی این ضعف شعارهای لیدرها مشهود بود وبرای دیدارهای بعد باید لیدرها شعارهای لری برای تشویق داشته باشند که خاص وزبانزد لرها باشد و بتواند در فضای ورزشی کشور جای خود را باز نماید.

در نیمه دوم سرنگونی مهاجم ملوان توسط ذروازه بان گهر گل برتری را برای ملوان در پی داشت که این نتیجه تا پایان بازی به رغم حملات گهر باقی ماند وعلیرغم بازی خوب گهر شهرداری دورود و حملات دامنه دارش اولین بازی گهر در لیگ برتر با تیم ریشه دار وپرتجربه ملوان با شکست مواجه شد وبقول ابراهیم خدایی گهر باخت اما لرستان برد.

در حاشیه های این دیدار حضور بچه های منطقه راه آهن وایستگاه چمسنگر برایم جالب بود.دوستانی همچون علی مرادی -سعید مرادی -میثم ملک آسا-عباس ملک آسا -محمد حسینی  و... برایم جالب و خاطره انگیز بودامیدوارم در بازی های بعدی گهر باز هم ملاقاتشان کنم!

حضور اندک خرم آبادی های پایتخت نشین ودیگر مناطق استان که در پایتخت حضور دارند ودیگر وبلاگ نویس های لر که حضور نداشتند باورش کمی سخت مینمود.هرچند در باور تماشاگر عامه ی شهر دورود این تیم متعلق به دورود است اما در نگاهی کلی تر در اقصی نقاط کشور این تیم را بنام لرستان وقوم لر میشناسند لزوم اتحاد یکپارچه لر در حمایت از این تیم با تمام اختلاف سلیقه ها امری واجب و حتمی است. 

پ.ن : هنوز برای ماندن و جنگیدن در لیگ برتر و سازماندهی واتحاد و یکدلی برای هویت قوم لر و اتحاد تمام مناطق لر نشین و استان لرستان راهی طولانی توام با سختی و ناملایمات پیش رو داریم....

/ 0 نظر / 6 بازدید