فلسفه وجودی شب یلدا

ایرانیان باستان شب یلدا را زاد شب مهر می پنداشتند‏, یلدا , واژه سریانی و به معنی تولد است با آنکه از تاریکی شب یلدا سخن زیاد گفته شده است ،اما هر شب یلدایی تاریک نیست  

 شب چله یادگاری دور از دوران اوستایی است ایرانیان قدیمی سال دوازده ماهه را تمثیلی از جهان دوازده هزار ساله می پنداشتند که دارای دوره ای 365 روزه است و به چهار فصل به سه ماهه آن را تقسیم می کردند

ایرانیان در این شب ها‏, به ویژه در شب های دراز زمستان به دور آتش گرد می آمدند و پاسی از شب را در آنجا می گذرانند خاموش شدن آتش گناهی بزرگ بود‏, چون معتقد بودند که پس از خاموش شدن آتش ارواح زیانگر به خانه می تازند

خسرو گلسرخی، در یکی از شعرهای خود به نام «خواب یلدا» در ابیات آخرش از یلدا چنین یاد می کند: 
... اگر از خواب شب یلدا ما برخیزیم 
اگر از خواب بلند یلدا، برخیزیم 
همین فردا
کاری خواهیم کرد

----------------------------------------------------------------------------------------------

عاریه گرفته شده :

یلدای تنهایی
اما ... دیر زمانی است که آگاه و ناخودآگاه، صبور و بی شکیب هر بار که سخن از رسوم و سنت های بومی و ملی ما رفته است. به خود آمده و دیده ایم که برای از دست رفتن بسیاری از این سنت ها مرثیه سازی کرده ایم.
شاید کسی واقعا نتواند به این سوال پاسخ دهد که یلدا در ذهن نسل بعدی که بعد از ما خواهند رسید چه معنایی خواهد داشت.
آیا آنان نیز چون نیاکان شان، بزرگداشت و زنده نگه داشتن این جشن کهن همت خواهند گمارد یا فقط لا به لای کتاب ها و نوشته ها، نشانی از آن می یابند بی آن که کلمه یلدا برای شان معنایی داشته باشد. یلدا؛ شبی که برای دل سوختگان یک آن می گذرد... شبی که می توان یک دیوان غزل با بیت های سوخته گفت.
در پس این سال ها سکوت و درازای شب های یلدا را می توان به راحتی دریافت. شب یلدای شادی که به سکوت می گذرد! از این سال ها مدام باید گذشت.
اما نه با افتخار و گردن به غرور برافراشتن و نگاهی که به گذشته و رسوم از یاد رفته دوخته شده اند. از این سال ها باید گذشت و یلدا را به سکوت و خاموشی نگذراند.
روح جان محتاج شادی ماست. و یلدا جشن شادی هاست. جشن تولد آفتاب و مهر. از این سال های یلداهای بی رنگ و رونق باید گذشت. تمام معنای هویت ما در گرو همین یلدا و نوروز هاست.

/ 0 نظر / 11 بازدید