پل شاپوری (پل اشکسه)

در خبرها آمده که پایه های پل شاپوری یکی از قدیمیترین پل های ایران وضع نابسامانی دارد و نیاز به توجه جدی دارد.بهمین دلیل دست نوشته ی سال 1387 دروبلاگ دانشجویان ودانش آموختگان لرستانی دانشگاههای تهران درمورد این پل را مجددا بازخوانی میکنم.

آورده اند که در روزگاران قدیم در شهری که شاپورخواست می نامیدندش "پلی " بودبنام پل شاپوری که گذرگاه نه یک شهر و ولایت وکشور به نوعی گذرگاه یک تمدن بود.

هرچه بود این پل بادستان ابا واجدادمان بنا شده بود بی هیچ فولاد وآلیاژی! بلکه با سنگ وساروج و آهک وخاک.

و...سالها پل بود وپل بود وپل... امید و آبادانی ورونق کسب وتجارت وگذرگاه زمانوتاریخ

چه بسیار فرمانروایان وسوراران از آن عبور کردند بدون هیچ ترس وواهمه ای ازسیلاب زمانه و طوفان زمین وزمان.

استوار وپابرجا مانده بود.

قرنها وهزاران سال گذشت تا که این میراث سایه هایی از عظمت و شکوه افتخار آمیزش را که برجای مانده بود به رخ بازماندگان سازندگانش مینمود بی هیچ گلایه و واگویه ای.

شاید با بازماندگان این سرزمین حرفها داشت اما درخروش طوفان ورعد وبرق زمان سکوت اختیار کردهبود... از اینکه میدید اخرین پایه های سترگش با سیلابی کوچک فرو میریزد وغرورش را کهبه طوفانهای سهمناک نفروخته بود جریحه دار کرده است ؛

منتظر همت  نوادگان کارگران ومعمارانخود بود، لیک گویی بیشتر اینان را آب برده بود تا خواب .

اندکی مقاومت بخود آمد مرا آب برده

است نه خواب!! واین جماعت را....
آری "پل اشکٍسه" نیازمند توجه ومراقبت دارد .با تو هستم ای استاندار محترم !!!! شهرداروفرماندار و مسئول میراث فرهنگی شاپورخواست !!! وتو ای همشهری عزیز !!!!

یادمان نرود روزی روزگاری این شهر نامش "خایدالو" و" شاپور خواست" بوده واینک همچنان بهنام وتاریخش می نازد.

یادمان نرود در چند قدمیمان معماری اجدادمان درخوابی عمیق آرمیده است مواظب طوفان باشیم.

حالا از کجا به فرماندار وشهردار واستاندار شاپور خواست یادآوری کنیم که کمی دورتر از شما  پل انجاست !!

  خانه ات اباد...

 می روم

چه می دانی شاید روزی تو
به دروازده شهر من محتاج گردی
وانگه
من به تو درس مهربانی را خواهم آموخت!

/ 0 نظر / 7 بازدید