ما فقط 5 کیلومتر با ایران فاصله داشتیم !!

 

ما با ایران فقط 5 کیلومتر فاصله داشتیم!

 هیچوقت یادم نمی رود کوچ اهالی ایستگاه چم سنگر به سمت چنار گریت  جهت  برداشت محصول !

بگذارید موقعیت جغرافیایی ایستگاه چمسنگر را تا حدودی برایتان روشن سازم و حاشیه های کوچ مخصوصا به سمت گریت را توضیح دهم.این ایستگاه بعد از سپیددشت از نظر جمعیت دومین ایستگاه منطقه راه آهن لرستان تا دورود بود ولی بعد از مهاجرت ساکنان ان ایستگاه بیشه درجای دوم قرار گرفت .این ایستگاه  مانند بیشتر ایستگاهها بین کوهها قرار گرفته و جاده های ارتباطی اش بیشتر مالرو بود تا شوسه . تنها راه ارتباطی با این ایستگاه راه آهن وقطار بود ومردم برای جابجایی و حمل ونقل کالا هایشان از قطار محلی استفاده میکردند و سالیان سال به قولی  با این (خر شه له ) قطار خوش بوند و خاطرات تله وشیرین دارند وداشتند .وراه شوسه وماشین رویی نیز در دسترس نبود و تنها راه احداث شده بعد از انقلاب به راه چمسنگر –برگسر منتهی میشد و اهای بختیاری (زز وماهرو) برای حمل ونقل ومسافرت به دیگر نقاط به چمسنگر آمده وبعد با قطار ترانسفر میشدند .بعد ها راههای ارتباطی بیشتر وبیشتر شدو تقریبا همه روستاهها به هم متصل شد.

اما تاقبل از ارتباط وراهسازی ما فقط 5 کیلومتر با جاده شوسه و سپیددشت و سپس مرکز استان ودرنهایت با ایران فقط وفقط 5 کیلومتر فاصله داشتیم .آنهم از ایستگاه تا پل آب مامون مشگل داشتیم وبه علت صعب العبور بودن جاده و رودخانه سزار نمی توانستیم از روی رودخانه سزار عبور کنیم و به جاده برسیم. بنابراین سالهای سال در حسرت این ارتباط ماندیم ونظاره گر ایام بودیم وبرای رسیدن به خرم اباد به ناچار با قطار به دورود رفته سپس به خرم اباد می رفتیم وخسته کننده وطاقت فرسا بود مخصوصا گیرآوردن یک مینی بوس برای خرم اباد که سخت صندلی خالی گیر مسافران میامد وساعتها معطل می ماندیم. خوب بخاطر دارم که اهالی بعد از اینکه قطار محلی از ایستگاه به سمت سپیددشت حرکت میکرد سریع با تراکتور (که قبلا وسایل را بار زده بوند وزن وبجه ها وهمه وسائل را جمع کرده بودند ) پشت سر قطار راه افتاده تا مسیر 5 کیلومتری را تا پل آب مامون طی کنندو به جاده برسند سپس از طریق همان جاده به منطقه ییلاق (گریت) برسند. وطی این مسیر که معمولا بدون هماهنگی ودور از چشم ا مسولان ایستگاه (جهت جلوگیری از صدمات احتمالی  )انجام میگرفت و واقعا استرس زا واضطراب آور بود  حتی یادآوری آن مخصوصا برای ما که در آن ایام بچه هایی 8-9 ساله بودیم کمی ترسناک و خطرناک بود.حالا شما تصور کنید که تراکتور در این موقع که احتمال برخورد با قطار روبرو را داشت پنچر شود ! چه می شد؟! که این اتفاق هم واقعا افتاده بود وراننده تراکتور با پنچری چرخ جلو تراکتور را تا پل آب مامون به جلو برده بود وخوشبختانه اتفاقی نیفتاده بود.................

 ولی بعد از گذشت سالها ارتباط ایستگاه چمسنگر تا پل آب مامون برقرار گردید و اهالی دروازه جدیدی را به روی خود گشوده دیدند وپایشان به نوعی به ایران !! باز شد و مهمتر از همه مهاجرتشان به شهرها برای تحصیل وادامه درس خواندن بود ودرپایان سال همه به روستا برمی گشتند وبهار وتابستانهای شلوغ وبیاد ماندنی داشتیم و ......

هیچوقت این 5 کیلومتر و این دروازه جدید از یادوخاطره ام محو نمی شود و همیشه به دوستان به میگویم هرچند که ما اولین ایستگاه این چنینی نبوده ونیستیم (ایستگاهی مثل تنگ 7 هنوز هم جاده شوسه به مرکز استان یا شهرهای  ندارند!)ولی به شوخی میگویم که اگر این دروازه زودتر به روی ما باز میشد به سرعت ایران را در می نوردیدیم !! والان در خارج از مرزهای ایران دفترخاطراتمان را مرور میکردیم !!  الان هم که از این جاده میگذرم تمام خاطراتم مانند قطار جلوی چشمانم رژه میروند و به بچه محل ها وبچه های ایستگاهم افتخار میکنم که همه وهمه سختکوش و بلندپرواز و صبور و نجیب بوند و الان درهمه جای ایران بچه های با عزم و اراده و مصمم و موفق به کشورشان ایران خدمت میکنند. در ایستگاهی کوچک علیرغم تمام محرومیت ها ؛ مهندسین وپزشکان وتکنسین ها ،مدیران و سربازانی شجاع و کارآمد ومتخصص تربیت شدند  به همه خسته نباشید وخدا قوت میگویم و به روح  شهدای راه آزادی وآبادی این ایستگاه ودرگذشتگانش دورود میفرستم وبا تمام وجودم سربلندی وسرافرازی میهنمان را آرزومندیم .

 

/ 1 نظر / 10 بازدید
سید حمزه

سلام علیکم گاهی اوقات که وقت پیدا می کنم مطالب شمارا که یاد آور خاطرات زیبا و خوش و همچنین تلخ دوران بچگی است را می خوانم باور کنید این مطلب برای لحظاتی مرا ازاین شرایط موجود کاری خارج و احساس راحتی زیادی عایدم کرد دستت درد نکنه خواهشا مطالب را زود به زود به روز کنید. ازخودتان هم بگید که الان کجا هستید و چه کار می کنید . یه پیشنهاد دارم اگه با بچه هایی که از روستایمان به مدارجی رسیده اند ارتباطی دارید در موردشان بنویسید.