شعری کوتاه از استاد هوشنگ رئوف

قطار که در کمرکش کوه  ناله می کند

 بیابان

 پراز دل تنگی های کهنه می شود

 قدم به قدم

 پدران ما

 خستگی و غریبی را میان خط های آهن

 جا گذاشتند

 آن سال ها  که کارگران ساده ی اداره طرق بودند .

استاد هوشنگ رئوف

--------------------------------------------------------------------------------

تقدیمی به استاد هوشنگ رئوف

هدیه

من که برای  تو

چیزی ندارم !

دستهایم خالی است ...

اما سفره ی دلم رنگین است !

/ 2 نظر / 5 بازدید
عابد بهاروند

سلام آقای معتمدی عزیز امیدوارم سلامت باشی از اینکه شعر های جناب اقای رئوف و دیگر عزیزان لرستانی را ترویج میکنید به شما دست مریزاد میگویم حداقل همت مردم باید کمی کارساز شود و گرنه از دیگران قطع امید کرده ایم