چمسنگر واوقات فراغت !

یادش بخیر تابستان تا امتحانات ثلث سوم تمام میشد اکثر بچه های چمسنگر بیکار بودند !! وگاهی اوقات که کاری پیدا میشد بچه هایی بودند که تابستان کار میکردند وبیشتر هم مزارع خود ویا اقوام خود را درو میکردند. بعضی ها که با خانواده به کوه کلا وگریت و... کوچ میکردند وکمتر از انها خبری بود تا پاییز ! وبرگشت انان از کوچ وییلاق را در پاییز وزمستان در یادآوری خاطره های بچه از این سفر میشد حدس زد که چقدر شیرین وجذاب است ! از شبهای سرد ییلاق که با چند پتو ویا لحاف سنگین هم میلرزیدند و روزهای خنک و بهاری اش !! بچه های بختیاری هم جوش وخروش انها دیدنی وهیجان اور بود ! سفر به مالو !! برای دوستانی که در فصل تابستان به مالو سفر نموده اند حتما خاطره ای بیاد ماندنی وزیبا از ان سفر به ییلاق بختیاری های حاشیه رود سزار واطراف ایستگاه چمسنگر را در ذهن خود دارند ! جایی زیبا و خاطره انگیز ! وصعب العبور ! گاهی شنیده میشد که چارپایی که اسباب واثاثیه خانواده ای را حمل میکرده در اثر باریکی معبر عبور و ناتوانی چارپا در حفظ تعادل به پایین دره سقوط میکرد ! وعبور زن وبچه های خردسال از این راه صعب العبور که مشابه ان را در بعضی از فیلمهای کشور چین وتبت ونپال نشان داده میشود فقط از عهده بومیان و بختیاری های این منطقه بر می آمد و با اسکورت کامل مهمانان خود را  از این راه و معبر عبور میدادند ! وبعد از عبور ازاین راه سخت به چراگاههای زیبا پر علف و معطر وخوش آب وهوای مالو میرسیدند و تقریبا سه ماه درانجا خوش بودند و در این سه ماه گاه گاهی برای آذوقه و مواد ضروری و غیره به چمسنگر می آمدند و برمی گشتند .گاهی کشک وروغن و دوغ وکره با خود می آوردند و نفت و میوه و آرد و مثلا شیشه چراغ طوری وزنبوری و... می خریدند وبر می گشتند ! کشک وروغن ودوغشان بوی طبیعت وطروات خاص خودش را داشت ! دوغشان بوی "کمه (کما)"  میداد واقعا خوشمزه بود همراه با فیاله (گیاهی محلی برای عطر وطعم دوغ ) !! این رابگویم که ما شادی وشادابی را در چهره یکایک انان هنگام کوچ به مالو  حس میکردیم .ودوستان همکلاسی ما را دعوت میکردند که در تابستان آینده به مالو برویم تا ما را هم در خوشی شان شریک کنند.من همیشه ورود بختیاری ها را به چمسنگر عین گردش سیال زندگی وجوش وخروششان را نشان سرزندگی وطراوت و شادابی میدیدم همیشه دوست داشتم که چمسنگر با ورود انها شلوغ باشد ! وبیشتر اوقات مهمان خانه ما بودند و بعد از ناهار بر می گشتند ! بیشتر شبها باید یخچال را بدرخواست پدر پر از لیوان اب میکردیم تا فردا برای رهگذران مخصوصا بختیاری ها آب سرد در کلمن پدر کم نیاید و مسافری در گرمای سوزان چمسنگر تشنه کام نباشند ! گاهی دو ویا سه بار کلمن را پر از یخ میکردیم تا جاییکه ظهر برای خودمان ومهمانها ازهمسایه ها یخ می گرفتیم ! چمسنگر همیشه شلوغ بود حتی گاهی اوقات بیشتر از سپیددشت ! نه مثل الان که چشم براه یک مسافر ساعتها و روزها منتظر بمانی !  و با همه این تفاسیر زندگی زیبا بود وجوش و خروش چمسنگر همیشگی بود ! هنوز هم به صداقت وسادگی این مردم صبور و مهمان نواز احترام میگذارم ودوستشان دارم و همیشه در سفرهایم به چمسنگر حالشان را جویا میشوم . اکثر انها الان در دورود  و بعضی در دزفول و چمسنگر و...  و بچه های همسن و سال  ما هم در شهر و استانها پراکنده شده اند . بچه ها در چمسنگر در تابستان داغ یک یا دو سرگرمی برای گذران اوقات فراغت نداشتند : رودخانه سزار که از ساعت ١١ یا ١٢ شروع وتا  ۴ یا ۵ بعداز ظهرادامه داشت . معمولا بعد از ناهار همه بچه در اب بودند وانواع و اقسام  بازیها وسرگرمی ها در حاشیه رودخانه بچه ها را تا عصر مشغل خود میکرد و از درختانی تنومند که در حاشیه ویا در وسط رودخانه بودند که در سایه انها می نشستیم ویا بر شاخه های انها در آب شیرجه میزدیم ! بعد از ان فوتبال گل کوچک بود وشبها گاهی تا پاسی از شب جلوی مسجد ایستگاه داستان و خاطره تعریف میشد و فردا روز از نو روزی از نو ! این برنامه ٣ یا ۴ ماه از سال بچه های چمسنگر در اوقات فراغت تابستان بود !! نه تلویزیونی نه سرگرمی نه بازی کامپیوتری نه خبرای از پلی استیشن بود و نه خبری از پارک وبستنی و تماشای یه بازی فوتبال !!! با این حال بچه ها خوش بودند و زندگی میکردند و گاه گاهی کسی به شهر و نزد اقوام وفامیل می رفت وبعد از چندی برمیگشت !!بچه ها با هم رفیق بودند و همه یار ومددکار بودند .دعوا میکردند ولی بعد از چندی با هم همبازی میشدند وکینه ونفرت و پشت پا زدن به همدیگر را نداشتند و این صمیمیت را هنوز در بین تمامی بچه های چمسنگر می توان پیدا نمود وهرجا باشند دلشان برای همدیگر می تپد و همدیگر را دوست دارند واگر بتوانند کاری برای همدیگر حتما انجام میدهند ! و  همیشه جویای حال همدیگر هستند ! امیدورام بتوانیم یک روزی در یک جایی میزبان همگی انان باشیم  تا تجدید خاطراتی شود ! من برای همه دوستان چمسنگری ام در هر جای این سرزمین عزیز که مشغول خدمت هستند آرزوی موفقیت وسلامتی دارم و بیادشان میاورم تابستان گرم و سوزان و اوقات فراغتشان در چمسنگر را که چگونه گذرانده اند و ذکر این خاطرات تلنگری باشد بر دوران کودکی اشان در این روزگار دود و آهن واسترس و اضطراب !! باشد که همیشه خوش باشند وبه روح تمامی درگذشتگان این ایستگاه دورود میفرستم.و برای تمامی بچه های بامعرفت و خونگرمش سلامتی وسربلندی آرزو دارم !

/ 3 نظر / 7 بازدید
اس ام اس و پیامک به زبان لری

برای خواندن پیامک لری به وبلاگ زیر بروید. http://smslori.blogfa.com/ لطفا ما را در جمع آوری پیامک لری همکاری فرمایید و این وبلاگ را به دیگران نیز معرفی کنید. با تشکر

سید

[گل]سلام شما را به بازدید از وبلاگم دعوت می کنم.

سلام خسته نباشی .ممنونم از خاطرات شیرنت.واقعا اشکمو دراوردی اقاسعید .چمسنگر هم بهاری بود وبگذشت یادش به خیر .مسعود پسر رضا سیمبانم که مغره هاشکستید .خاطرات اینا روهم بنویس