قوم لر از چند پارچگی تا یکپارچگی

 

محمد مومنی موگویی

گر از کسی بپرسیم لر کیست و لرستان کجاست ؟ بیدرنگ به ما جواب خواهد دادیک خرم آبادی و استان لرستان، اما آیا در حقیقت اینچنین است از دیدگاه تاریخی قوم لر به دو حکومت محلی اتابکان لر بزرگ و اتابکان لر کوچک تقسیم شده است.


قلمرو حکومتی اتابکان لر بزرگ شامل مناطق بختیاری نشین خوزستان، چهارمحال بختیاری، بخشهایی از لرستان امروزی، استان کهگلویه وبویر احمد و نوراباد ممسنی که در آن زمان شولستان نامیده میشده بوده است(1).

و اما قلمرو اتابکان لر کوچک شامل قسمت اعظم استان لرستان امروزی ،استان ایلام ،وقسمتهایی از عراق شامل خانقین،بدره،مندلی که تا قبل حکومت پهلوی قسمتهای مذکور بعلاوه قسمتهایی از لرستان واستان ایلام که پیشکوه و پشتکوه لرستان نامیده میشدند بوده است(2).

واما چرا امروزه نام لر فقط به یک ودر نهایت دو استان محدود شده است؟

پاسخ به این مساله مستلزم توجه به اوضاع سیاسی ،اجتماعی،اقتصادی و البته نظامی قوم لر در چهار سده اخیر دارد،با توجه به اینکه تا قبل از حکومت پهلوی ایلات و عشایر نقش اساسی را در حفظ یا سرنگونی دولتها بر عهده داشتند وبه دلیل ساختار ایلی قوم لر این قوم همیشه یا خواهان حاکمییت بر ایران و یا حداقل داشتن نقشی پرنگ و قوی در مسایل حکومتی بوده است کما اینکه با به قدرت رسیدن حکومت زندیه اوج این اقدامات را مشاهده میکنیم.

با توجه به دلایل مذکور از دوره قاجار به بعد حکومتهای ایران سعی بر حذف فیزیکی و دست کم فقیر و بیسواد نگاه داشتن قوم لرداشته اند و همیشه  تلاش میکردند از قوم لر تصویری غلط منجمله که لرها دزد وراهزن هستند نشان دهند(3)، از نمونه این تلاشها تقسیم بندی قوم لر به لک، لرستانی و بختیاری بوده است که امروزه نیزبه شدت براین مساله دامن زده میشود و متاسفانه از سوی عزیزان لر (بختیاری زبان و لک زبان) نیزمشاهده میشود در حالیکه گویشهای لکی و بختیاری بخشی از زبان لری هستند(4).

کما این که در زمان رضاخان بر شدت دامنه این فعالییت‌ها افزوده شد که از حمله مستقیم نظامی به  مناطق لر نشین منجمله لرستان ،کهگلویه وبویراحمد و کوچ اجباری عشایر لرستان به قزوین و زنجان، اسکان عشایر بختیاری که به ضعف اقتصادی ونظامی این ایل انجامید، ایجاد دارالتربیه عشایر برای تعلیم زبان فارسی به کودکان لر،قتل عام دسته جمعی عشایر لرستان به دست کلنل امیراحمدی که قصاب لرستان معروف است(5) که نوشتن در این باره خود نیازمند تحقیقی گسترده است و مجال بیشتری نیز میطلبد و میتوان آنرا به قول آقای دکتر رضایی هولوکاست لری نامید و شایان توجه است که می بایست روزی را برای یادبود قربانیان اقدامات نظامی رضاخان درمورد نظر گرفت تا یاد این جنایات از خاطر مردم زدوده نشود.

 البته در زمینه فرهنگی نیز اقدامات وسیعی از سوی نخبه گان وابسته به رضاخان صورت گرفت که از نمونه های آن تاسیس دارالتربیه عشایر ،جذب سران وبزرگان قوم لر در مشاغل حکومتی و غیره میباشد رضاخان با استفاده ابزاری از سران قوم لر علاوه بر سرکوب نظامی  این قوم سعی بر جذب ونفی سران مذکور داشت تا بتواند در مواقع لزوم آنها را حذف نماید از جمله این افراد سردار اسعد میباشد که در سرکوب قیامهای قوم لر همچون قیام علیمردان خان بختیاری، قیام تنگه تامرادی و چند قیام دیگر نقش عمده ای داشت که بعد از اتمام نقشش توسط پزشک احمدی به قتل رسید.

البته این تلاشها از سوی رضاخان به منظور ایجاد حکومتی متمرکز وایجاد ملتی واحد که زبان رسمی آنان فارسی باشد صورت میگرفت که در راه رسیدن به این هدف اقدامات مذکور ضروری به نظر میرسیدند.

این تلاشها از سوی پسر رضاخان یعنی محمد رضا پهلوی نیز به صورت موذیانه تری دنبال میشد از جمله ازدواج محمدرضا پهلوی با ثریا اسفندیاری که برای تضعیف قدرت سیاسی و نظامی قوم لر در سالهای آغازین دهه سی شمسی  صورت میگرفت البته سرکوب قیام عشایر کهگلویه را نیز باید به آن اضافه کرد.

باید متذکر شد که همیشه حکومتهای تمرکز گرا در ایران سعی بر حذف سایر قومییت ها به جز قوم مرکزی داشته اند.

متاسفانه امروزه برخی از نخبگان بختیاری خود را لر نمیدانند که باید به آنها متذکر شد که به گذشته تاریخی خود رجوع نموده و آن را بررسی نموده تا دریابند که این تصور غلط که درمیان افراد لر بزرگ به عمد ایجاد شده چیزی جز یک دسیسه برای جدایی برادران لر از هم نمی باشد و باید هرچه سریعتر جلوی آن گرفته شود.

تهدیدات زیادی برای حفظ و ادامه بقای زبان و فرهنگ لری و موجودیت قوم لر متصور است که در ذیل به برخی از آنها اشاره شده است:

امروزه با گسترش وسایل ارتباط جمعی و نبود خوداگاهی قومی در میان جوانان قوم لر این تهدیدات به گونه دیگری نمودار شده اند که از جمله میتوان به بحران هویت در نسل جدید قوم لر و خود کم بینی اشاره کرد.

علاوه بر این تهدیدات مذکور نیز شکل نرمی به خود گرفته که از جمله ساختن جک در مورد قوم لر، نفوذ همه جانبه زبان فارسی توسط رسانه های جمعی در ایران، نبود خط نوشتاری و شفاهی بودن گنجینه ادبی قوم لر و در نهایت عدم اجماع روشنفکران قوم لر در مورد موجودیت قومی قوم لر که اساسی‌ترین عامل ضربه پذیری این قوم در مورد تهدیدات مذکور میباشد که باید هرچه زودتر برطرف شود.

تفکیک قوم لر به بختیاری و لک و یا غیره اثرات خود را در بلند مدت به جا خواهد گذاشت که عدم توجه به مساله اتحاد در قوم لر نتایج زیر را به دنبال خواهد داشت حذف فیزیکی قوم لر زیرا یک بخش از یک فرهنگ توان حفظ خود را ندارد چه برسد به حفظ تمامیت یک فرهنگ، از دست دادن اختیار تعیین سرنوشت سیاسی و شکل گیری آینده مبهم، از بین رفتن حق استفاده از منابعی که در این بخش کشور قرار دارد همچون منابع آب، نفت و..... و مسایل مزمن دیگری در حال و آینده.

ودر پایان راه حل چیست؟

دست کشیدن از چند پارچگی و در نظر گرفتن منافع بلند مدت، اجماع روشنفکران قوم لر در مورد حفظ موجودییت کلی این قوم نه تلاش برای تفکیک آن، سعی بر در نظر گرفتن جوانب مشترک در این قوم هممچون لباس و.. و نه مسایل تفرقه برانگیز، برگزاری سمینارهای آموزشی توسط متصدیان امور فرهنگی در شهرهای لر نشین درجهت تقویت اشتراکات قومی و.......

 

 

پی نوشت

1-مستوفی .حمدالله، نزههٌ القلوب،به اهتمام وتصحیح گای لیسترانج،انتشارات دنیای کتاب،تهران1362،ص 51و70

2- مستوفی .حمدالله، نزههٌ القلوب،به اهتمام وتصحیح گای لیسترانج،انتشارات دنیای کتاب،تهران1362،ص 51و70

3-امان اللهی بهاروند.سکندر، قوم لر، انتشارات آگاه،تهران 1373

4- جان انونبی. اریک، لری چند زبان است، دانشگاه لیدن،2003

5- نشریه ولات،شماره دوم، مقالات آقایان احد رستگار فرد،تقی شهسواری،تقی جودکی ،زمستان 1385

 

 

منبع :‌سایت لور

http://loor.ir/News.asp?nid=1437&ln=fa

/ 1 نظر / 23 بازدید
مسلم

با سلام و خسته نباشید من بختیاری هستم اما قبل از ان یک لر هستم که همیشه با افتخار ان را بیان میکنم. در مورد سردار اسعد کاملا در اشتباهید.علیمردان خان خواهر زاده او بود و 10 سال بعد از مرگ سردار قیام کرد.چطور میگید سردار قیام او را سرکوب کرد؟ سردار افتخار ایران زمین است