در باب گهر دورود در برابر کاوه تهران وبی غیرتی لرها !!

در روزهای گذشته بازی تیم گهر زاگرس دورود به نمایندگی از لرستان در برابر کاوه تهران در تهران برگزار شد صرفنظر از نتیجه بازی که برای صعود گهرزاگرس به پلی آف وامید به لیگ برتری شدن به عنوان نماینده لرستان خیلی مهم بود ، اما درپایان مشابقه با نتیجه مساوی به پایان رسید.ولی کشاکش نبرد در لیگ دسته یک برای صعود گهر زاگرس  به پلی آف همچنان تا 4 بازی دیگر ادامه دارد ....

http://loor.ir/News.asp?nid=5757&ln=fa

http://loor.ir/News.asp?nid=5761&ln=fa

اما عدم حمایت آنچنانی از سوی لرهای تهران از این بازی و حضور تماشاگران کم تعداد  لر برای تشویق نکات برجسته ای بود که پس از پایان بازی از سوی کاربران اینترنتی و علاقمندان به گهر زاگرس نکوهش شده است من باب قضیه لازم دانستم نکاتی را یادآوری نمایم:

1.اینکه بعضی از دوستان گفته اند که از انجمن لرستانی های تهران انتظار همراهی بیشتری داشتند را تا حدودی بحق وشایسته می دانم وانتظار میرود انجمن لرستانی های تهران در چنین مواردی حضوری فعال داشته باشد ، که این منوط به خانه تکانی و به صحنه آمدن جوانانی فعال و خوش فکر که جز توسعه وپیشرفت لرستان و اتحاد وهمگرایی در بین فعالان ،نخبگان،فرهیختگان ،کارشناسان ومدیران باتجربه سودای دیگری نداشته باشند . اما با توجه به بافت فعلی و روند کنونی انجمن لرستانی ها این اهداف و برنامه ها وچشم انداز به خیال وآرزو بیشتر شبیه است تا واقعیت. اگر لازم باشد در چند وچون این فعل وانفعالات و برنامه  واهداف انجمن برای علاقمندان  وجهت تنویر افکار عمومی در آینده خواهم نوشت .(من باب بحث در سال 78 مطلبی نوشتم که می توانید در اینجا مطالعه نمایید:http://ngolor.mihanblog.com/post/164)

2.بعد از سالها هم هیات عزاداری لرستانی ها به همت تعدادی از لرستانی ها و دوستداران اهل بیت راه اندازی شد باتوجه به نداشتن مکان و فضای ثابت برای برگزرای مراسم در روزهای مختلف سال به نوعی تنها در دهه ی محرم مراسم برگزار میشود که امیدوارم در سال جدید حضور دوستداران ولرستانی ها بیشتر وگسترده تر باشد.

اما نکته ای هم که در این هیات به چشم میآید اینکه برنامه ای جدی و هدفدار برای سالهای آینده جهت حضور هم استانی ها پیش بینی شده باشد وجود ندارد وگاهی اوقات احساس میشود به سمت فردگرایی سوق داده میشود و عدم برنامه ای منسجم وتقسیم وظایف وفعالیتهای همه لرستانی ها این شائبه را که افراد بانی فقط به دنبال خدایی ناکرده مطامعی سیاسی ویا بهره برداری دیگری باشد را بدنبال دارد که امیدواریم این یک درحدیک  ایده و نظر،عقیم بماند وهیات بتواند پاسخگوی احساسات وعواطف پاک دوستداران مثل سال 90 باشد.

اما اینکه چرا حضور لرها درتهران به نسبت ترک ها و پرکردن استادیوم برای تشویق تیم مورد نظرشان کمی قیاس مع الفارق است ! دوستان گرامی هموطنان آذری زبان شاید به اغراق میتوان گفت نصف پایتخت را در بر گرفته اند واز بازار و سوپر مارکت ها و نانوایی ودکه ها و کارشناسان ودانشجویان و... اکثرا  آذری زبان هستند و دیگر قومیت ها درصد ناچیزی را تشکیل میدهند . اما لرها هم بدلیل نداشتن مرکزیت ومحوریت وپایگاه ثابت وگستردهی فرهنگی -اجتماعی بنوعی در شلوغی شهر گم شده اند وصدایشان هم به هم نمی رسد ودر بعضی از اوقات هم توان کار گروهی و تحمل نظر وعقیده ی مخالف خود را ندارند و بنوعی نمی توان همه را در یک محفل سازماندهی کرد و این مشکل اصلی انها در هم گرایی واتحاد است .چیزی که دیگر استانها وقومیت ها در مرکز براحتی با ان کنار آمده و مسئول هیات ویا انجمن خود را بعنوان رهبر قبول دارند ، اما  ما بسختی شخصی را به عنوان نماینده ی  حود می پذیریم . دیگر انکه رسانه و تبلیغات کافی برای اطلاع و آگاهی همدیگر در اختیار ندارند ویا اگر هم هست بصورت بسیار محدود ودسترسی به همه برای اطلاع رسانی وجود ندارد وساز وکارهای ایجاد این امکانات هم برای یک یا چند نفر میسر وبتنهایی امکان پذیر نیست.

دیگر انکه بپذیریم اکثر لرها درتهران هم افرادی با مسولیتها ومناصب در حد خوب و مدیران ، دانشجویان ویا فعالانی در دیگر عرصه های فرهنگی اجتماعی وسیاسی واقتصادی و.. هستند که شاید بهتر بگویم وقت و یا فرصتی برای تماشای مسابقه ای انهم در لیگ دسته یک و در استادیومی کمی دورتر از مرکز را پیدا نکردند و در عرصه ی دیگری از کار وتحصیل و.. مشغول بودند که تا حدودی نباید خرده ای گرفت . امیدوارم با صعود گهر به لیگ برتر و حضور در استادیوم آزادی دیگر لرستانی ها این بی خبری و بی برادری را جبران نمایند.  

نمونه مثالهایی که دوستان در باب درگذشت مرحوم رضا سقایی ذکر کردند را بنده هم قبول دارم و خود بنده هم بعد از اطلاع با انکه ارتباط مستقیمی با خانواده ی مرحوم سقایی نداشتم بلکه با همکاری دیگر دوستان و حتی دوستان سایت لور اطلاع رسانی انهم در زمانی کوتاه 4  الی 5  ساعت انجام  داده که کافی نبود و حضور اندک لرها در مراسم اسطوره موسیقی خود بنوعی بدتر از خبر مرگ استاد بود . اما این حضور اندک در تهران به کنار، در خرم آباد چرا انطور استادی  که صدایش هنوز در کوجه باغهای خرم آباد شنیده میشد را بدرقه کردند؟! بنظر میرسد ما برای خودمان هم دیگر دلواپسی نداریم !! و می رویم در هیاهوی تکنولوژِی و عصر دیجیتال خود وهویت خود را پنهان کنیم ....

/ 4 نظر / 10 بازدید
قاسمی

سلام جناب معتمدی . بعنوان یک خرم ابادی که 10 -12 سال است در تهران ساکنم با 90% مطالب شما موافقم . سعی کرده در طول این مدت اصالت خود را حفظ کنم و به فرزندانم نیز این موضوع را آموزش دهم . متاسفانه ما در تهران رهبر ـ لیدر- بزرگتر و ..... نداریم . همانطور که فرمودید ما متاسفانه بذیرش نماینده را نداریم . اگه بتوانیم تشکیلات منسجمی در تهران تشکیل دهیم . خیلی مسائل را می توانیم حل و فصل کرده و در مناسبتهای مختلف ؛ دور هم جمع شویم . در محرم این مسئله جواب داد . ولی بعد از آن قطع شد. ینده هم چند مطلب در این خصوص نوشتم و گلایه هایی نیز کردم. خوم هم آمادگی هر گونه همکاری را دارم . امیدوارم این مسئله حل شود . اصالت ما خیلی با ارزشتر از این است که آن را به فراموشی بسپاریم

امین بهشتی

سلام مهندس آخم سی بچون چمسنگر!!!!!!

همولایتی

جناب آقای معتمدی درج اخبار در وبلاگت با فاصله زمانی بالا صورت میگیرد. لطفا اصلاح کنید.

ناشناس

آخر هفته یک تیم 5 نفره دوچرخه سوار از تهران عازم ذوروذ -سپیددشت لطفاکلمه دورود رواصلاح کنید