عزاداری و سور و سوگ در لرستان خوب یا بد؟

برادرم از گرسنگی مرد و مردان قبیله ام برای مرگ او گوسفند ها قربانی کردند...

دکتر علی شریعتی

به احترام دوستان وبلاگ نویسی که در مورد "برگزاری مراسم ختم در لرستان "مطالبی نوشته اند تصمیم به انتشار نظرم نمودم.پارسال هم همین نقطه نظر را به صورت جزئی برای اقای  عبدالرضا قاسمی ارسال نمودم که متاسفانه کامنتم موفق ارسال نشد و چون معمولا نوشته ها را بدون پیش نویس تهیه میکنم نسخه ای برای ارسال مجدد نداشتم اینک فرصت را غنیمت شمرده و نظرم را بیان میکنم.

باید اول صادقانه اعتراف کنم رسم برگزاری مراسم عزاداری و تسلیت به بازماندگان وشرکت در مراسم عزاداری از طرف مردم لرستان ولرها آنقدر شایسته و بجا و بدون فوت وقت و همیشه و بقولی آنلاین است که شاید به جرات بگویم در هیچ جای کشور مشاهده نشود! لرها لااقل رسم سور و سوگ و عزاداری را تقریبا به نحو احسن و اکمل بجای میاورند .

لرها در صورت فوت یک نفر حتی اگر از خاندان ویا طایفه ی فرد نباشد و فرد متوفی متعلق به طایفه ای دیگر ویا حتی اگر از طایفه ی دشمنشان باشد ،برای عرض تسلیت و همدردی کردن با بازماندگان در اسرع وقت حضور داشته وشرکت میکنند! این یک خصیصه ی خوب لرهاست و این مراسم عزاداری و شرکت در مصیبت یک نفر وتسلی دادن به بازماندگان خانواده و یک طایفه حتی در روابط بعدی آنها تاثیر مثبت میگذارد و نشان میدهد آنها در بدترین شرایط همدیگر را درک و همراهی میکنند! چه بسا نفرت ها ودشمنی هایی که با شرکت کردن در یک مراسم عزا به صلح ودوستی تبدیل شده است.

واینکه سالهای اخیر صف طویلی  از بازماندگان برای تشکر از مدعوین به جا می اورند کمی خسته کننده وبعضی جاها صفی طولانی تشکیل میشود! این صف برای افرادی خارج از استان کمی غیر ضروری بنظر میرسد ؛ اما برای مردم داخل استان که بنوعی به ان عادت کرده اند وبا ان به کنار آمده اند ، حداقل نقطه ی مثبتی که دارد این است که فرد شرکت کننده با تمام اعضای خانواده ی متوفی دیدار داشته وبه همه ی انها تسلیت میگوید و دیگر اینکه مگر ما وقتی در یک مراسم ختم شرکت میکنیم هدفی  بجز عرض تسلیت دادن به خانواده ی متوفی و دیدار آنها چیز دیگری است ؟

در بعضی از سخنان بزرگان وروایات نقل شده است که "ریا" در مراسم ختم و عرض تسلیت چیز نکوهیده ای نیست ! یعنی شخص به خانواده ی متوفی حضورش را نشان دهد که در این مراسم ختم شرکت نموده وبا انها همدردی کرده است .پس نتیجه ی حضور در اینگونه مراسمات اعلام حضور است و همدردی با خانواده ی متوفی جهت کاهش آلام آنان.

دیگر نکته ای که در برگزاری مراسم عزاداری در لرها به چشم میخورد این است که همه به بازماندگان برای برپایی  مراسم عزاداری ،کمک مالی می کنند.این کمک شاید در هیچ جای کشور (با اطلاعاتی که بنده دارم) به این شکل وجود ندارد ،یعنی در میان لرها این اضطراب تهیه غذا برای میهمانان وجود ندارد؛چون کمک های مالی افراد فامیل ویا طایفه این مشکل مهم را برطرف میکند.وخانواده ی متوفی فقط وظیفه ی استقبال و تشکر از مدعوین را انجام میدهند و دیگر افراد فامیل وظایف را به صورتی خودجوش روبه راه میکنند.

چندسالی در این تهران به مراسم ختم اقوام همکاران و دوستان ویا لرها میروم ،عمده ترین تفاوتی که بین حضور در جمع لرها میبینم این است که در بین دیگر شهرها افراد یک سازمان مثلا 20 الی 30 و بعضی اوقات حتی 50 نفر برای عرض تسلیت به یک خانواده ی  رفته ایم که همه این تعدادنفر  با یک یا دو تاج گل برای عرض تسلیت ختم شده است.تاج گلی که در این جا رسم است بعد از پایان مراسم ختم در مسجد همانجا بیرون گذاشته میشود وهیچ کاربردی ندارد اما اگر همین تعداد مثل لرها ا هر نفر مبلغ ناچیزی کمک کند مبلغ قابل توجهی برای بازماندگان خواهد بود که بتوانند برخی از هزینه های گزاف برگزاری یک مراسم ختم در تهران را پوشش دهند!

بنظرم لرها لااقل مراسم عزاداری را خیلی خوب وسنتی برگزار میکنند ؛ اگر برخی از رسوم غیر ضروری و اضافات امروزی را حذف کنند!! همین !!

مثلا چه اشکالی دارد در رثای یک رئیس قبیله مراسم "کتل" در صورتیکه در شان او باشد برگزار شود؟!

بنده هم موافقم که :

1.صف طویل تشکر از مدعوین کاهش یابد و به خانواده ی درجه اول وبزرگان هر خانواده وخاندان تغییر یابد.

2.راه اندازی کارناوال عزاداری با بلندگو و عزاداری در خیابانهای شهر از درب منزل متوفی تا رسیدن به آرامستان برداشته شود.

3.نصب بنر وپارچه های عرض تسلیت در کوچه و منزل متوفی کاهش یابد واز درج زیاد بنر و پارچه ی عرض تسلیت خودداری شود .بعضی از این بنر ها تا چهل روز در کوچه و خیابان در معرض دید دیگر شهروندان قرار میگیرد و برای شهروندان مخصوصا کودکان و ... عدم آرامش روانی و ذهنی و.. بهمراه دارد.

4.از پخش مراسم عزاداری و قرآن از بلندگو با صدای بلند در خانه بطوریکه آرامش روانی همسایگان را از صبح اول وقت تا شباهنگام بهم میزند،خودداری شود.

5.از چاپ اعلامیه هایی که با القاب وعناوین ویژه وخاص و برخی اوقات بیشتر از عرف یک انسان معمولی و نصب دادن یک سری القاب خارج از عرف و حتی دور از شان متوفی خودداری شود.

6.پوشیدن لباس سیاه  برداشته شود .

7.از برگزاری مراسماتی که بیشتر به سمت تجمل واسراف و تبذیر است جلوگیری شود.

8.از تهیه سی دی مویه خوانی در رثای متوفی جلوگیری شود.

محض اطلاع دوستان وخوانندگان طایفه بنده (مختوا -معتمدی) از سال 1358 رسم سیاه پوشیدن را -در مراسم ختم یکی از بزرگان طایفه مرحوم اکبر خان جهانگیری -قدغن کرده است ! وچند سالی است تمام پلاکاردها وبنرها وپارچه های عرض تسلیت را تحویل گرفته و فقط پارچه ی سیاهی بر سر در خانه ی فرد متوفی آویزان میکنند وبس! و دیگر از نصب  اینهمه پارچه وبنر در کوچه وخانه های اطراف جلوگیری میکنند. بنده هم تا کنون ندیدم هیچ یک از افراد طایفه ام لباس سیاه برتن کند وما نیز به تبع آن این رسم خوب را رعایت میکنیم.

/ 5 نظر / 81 بازدید
سیما رحیم پور

درود بر شما ! ضمن تبریک به شما برای وبلاگ فعال و خوبتان بسیار خرسندم که دوست خوبی چون شما را در عرصه ی فعالیت های فرهنگی پر تلاش و پویا می بینم . در خصوص مطلبی هم که گذاشته اید فکر می کنم آیین ها و رسوم هرجامعه پاسخ آن جامعه به رخدادهای طبیعی است که مردم هر جامعه با آن روبه رو هستند و مراسم سوگ در لرستان نیز از همین آیین ها هست و درواقع مجموعه ی تمهیداتی ست که دوره ی سوگ را برای بازماندگان با کمترین هزینه روحی به پایان می رساند وکاربرد و کارایی که این گونه آیین ها دارند شاید حتا یک مبحث کاملن تخصصی در حوزه هایی چون روانشناسی ،جامعه شناسی و مردم شناسی تلقی گردد.و البته شایسته است که در اجرای این گونه آیین هاحد اعتدال رعایت گردد و از افراط و تفریط دوری شود.

ونوس

سلام نوشته هایت محکم ، عالی و سرشار از ناگفته هاست .. یه بار بچه بودم و خاطرم هست که یکی از اقوام با خنده و خجالت پیش مادرم اومد و ماجرایی رو تعریف کرد که الان می فهمم چی بود ظاهراً فامیلی نه چندان نزدیک از اقوام فوت میکنه و این بنده خدا سیاه می پوشه اما توی خونه به خاطر بچه هاش سیاه رو نمی پوشه که یه روز ناغافلی خانواده مرحوم برای درآوردن سیاه این خانم میان که متوجه میشن سیاهی در کار نیست . الان میفهمم که این چه حالی داشته . طایفه ماهم پوشیدن سیاه رو از مراسماتشون حذف کردن یه فرهنگهایی باید حذف بشن تا راحت تر زندگی کنیم

سیما رحیم پور

درود بر شما ! افتخار داشتم سال ها پیش در یک فعالیت فرهنگی همراه دوستان بسیلر خوب در یک فالیت فرهنگی در انجمن لرستانی های مقیم مرکز مشارکت داشته باشم و خرسند از این که شما و سایر دوستان را بعد از سال ها در فضای فرهنگی دیگری ملاقات می نمایم مانا باشیذ

نعمتی

جالب بود.[گل]