روزهای روشن !

خیلی وقت است که دلم و دستم به نوشتن نمی رود و دوست ندارم در مورد "نا" و "بی" های جامعه ام مخصوصا لرستان بنویسم ؛ آنقدر عزیزان ودلسوزان نوشته اند وراهکار وپیشنهاد مفت ومجانی وکارگشا به مسئولین و منصوبین داده اند که "فریاد" این حقیر حتما به جایی نمی رسد ! چه کنیم و چه باید کرد ؟! گاهی اوقات سکوت نشانه رضایت نیست ! بهتر است هر کسی از خود واطرافش شروع کند تا شاید در سالهای آتی بتوان برای آّبادانی و پیشرفت لرستان کاری کرده باشیم.

این روزها نمی دانی چه بگویی و چه بکنی وقتی میشنوی :

1. گروهی به اسم "داعش " به  نام اسلام و مبارزه با کفر یک شبه در کشوری قد علم می کنند و قتل وکشتار وحمام خون به راه می اندازند که میخواهند به اهدافی "عالیه " دست پیدا کنند! 

درنگاه اول مهمترین برداشت از این حمله تجزیه کشور عراق است ! 

جایی که مسعود بارزانی با خوشحالی می گوید عراق به سمت تجزیه میرود! چیزی که کاک مسعود آرزویش را داشته و از آن استقبال می کند ! پس یکی از برداشتها این است که "داعش " بهانه اش "دین و مذهب و اسلام " است بقیه اش دستهای پشت پرده هست.

2. درجایی دیگر می خوانی یک لرستانی که یک شبه میلیاردر شده خودروی زانتیایش را درمقابل چشم روستائیان خود آتش میزند که من هرچقدر فکر کردم نفهمیدم چه لذتی داشته آتش زدن خودرویی که با پولش حداقل دو  جوان میتوانستند به خانه بخت بروند ویا شغلی در استان بی شغل ما دست و پا کنند! این هم شده حکایت از آن طرف بام افتادن بعضی از ما لرها !

 این هم درد است ، از هر طرف که بخوانی اش !

3.مثبت شدن دوپینگ کشتی گیر لرستانی "طالب نعمت پور" هم دردی بر این دردها افزود و به سهراب کشی دیگری درآمدیم .

طالبی که طلب ما از کشتی فرنگی ایران بود .

4. از مترجم متخصص عرب زبان لرستانی در حضور رستاندار هم نگفته ام ! کسی که نقش مترجم را برای سرمایه گذار عرب زبان در جریان سفر رئیس جمهور به لرستان در سالن فرهنگیان شهرخرم آباد ایفا کرد ، مترجمی بود به غایت متخصص ! مترجمی بود در حضور رئیس جمهور مسلط به زبان عربی !! کاملا آشنا به فنون ترجمه !!  کسی که متن ترجمه اش بارها موجب کنایه وطنز اهل قلم شده است :

جناب روحانی "الشیخ" به شما میگوید خدا نگهدارت با ! 

انگار دراین شهر یک مترجم بیکار زبان عربی از دانشگاه فارغ التحصیل نشده که از سرناچاری مترجمی را انتخاب میکنیم که باعث مزاح و دلسردی مهمان ومیزبان و غریبه ا شود ...

5.ازچه بگویم؟ بگذار بگویم :

از حضور رئیسان جمهوری چون "رفسنجانی"،"خاتمی" ، "احمدی نژاد"و حالا "روحانی" در سرزمینی به نام لرستان ؛

برای لرستان چه شد وچه قول هایی که ندادند اما چرا همچنان رتبه اول"بیکاری" ، "مهاجرت"، و "خودکشی" را داریم...

اولی گفت زیتون بکارید که خاکتان استعدادش را دارد و ما نکاشتیم و بیکارتر شدیم.

دومی گفت برای "فرهنگتان" هزینه میکنم و کرد و فرهنگی تغییر نکرد الا خیل فارغ التحصیلان رشته "حقوق" و "زمین شناسی" و "ادبیات فارسی وعرب " و "مهندسان کشاورزی " و....

سومی گفت " خودم برای آبادانی لرستان هم که شده "بیل " میزنم و نزد و "بیلش " به کمر ما خورد و ....

چهارمی هم که فعلا از دیگران خواسته در "لرستان " سرمایه گذاری کنند و نمی دانم سرمایه گذارها با همان هواپیمای حامل رئیس جمهوری برگشتند یا هنوز در لرستان اسباب کار و سرمایه گذاری می گسترانند !! 

این است حکایت ننوشتن این روزهای ما 

تا همین جا بماند برای بعد ...

 

/ 2 نظر / 11 بازدید
ساکی

سلام و درووود مطلب بسیار جالبی بود و خصوصا قسمت مترجم که بسیار خنده آور بود ! احتمالا مترجم لری به عربی و بلعکس بوده

حامد نصیری

جاده پلدختر خرم آباد و تونل معمولان سال 1305 منتظر حضور دلگرم کننده شما سرور گرامی هستم. . . www.esames.blogfa.com