استاد حمید ایزدپناه

هـــوای بوم و بــــر

 

بینم چو آشیانه بر باد خویش را

نفرین کنم ستمگر صیاد خویش را

ما را هوای بوم وبر از یاد کی رود

بوییم از نسیم ، غم آباد خویش را

راز نهان ما نکند اشک ما روان

با ما بگو فسانه بیداد خویش را

در بزم باد،شعله به هر سو کشد سری

تا زنده دارد از نفس باد،خویش را

شیرین وشی کجاست که در بیستون شب

از تیشه بشنود غم فرهاد خویش را

بگذر از غصه ها و ((صفا)) قصه شاد کن

یاد آر شهر خرم و آباد خویش را

با شادیانه ها وسرود وترانه ها

یاد کنیم گلشن آزاد خویش را

/ 6 نظر / 112 بازدید
سامان

تشکر از محتوای وبلاگت.با اینکه محلی است اما استانی وملی می اندیشد. احسنت بر شما روستا زاده ای که روان وخودمانی وزیبا می نویسید.مطالب خوبی انتخاب میکنید وتکراری نیست

كرم تيموري

جناب آقاي معتمدي تلاشتان در معرفي فرهنگ غني لرستان و مفاخري كه هر كدام در برهه اي از زمان باغبان آن بوده اند ستودني است. اميدوارم استاد ايزد پناه هم سالهاي سال با عزت و آبرو در سلامت كامل بمانند.

ماشا

سلام دوست من. مطالب وبلاگت را خواندم و از تنوع مطالبت لذت بقردم. به ديدارم بيا و لك سروده هايم را بخوان و نظر نازنينت را بنويس. منتظرت هستم.

قاسمی

سلام و عرض ادب . ممنون از مطلب شما / همه باید داشته هایمان را قدر بدانیم و به دیگران معرفی کنبم / پیشنهاد می کنم سروده ای از اشعار استاد به متن اضافه کنی . بدرود

ابراهیم خدایی

سلام.. استاد ایزدپناه حق زیادی بر گردن اهل قلم لرستان دارند. این مطلب در لور معرفی می شود... درباره کار اخیر استاد (ساکی و سکا!!!!) امیدوارم ایشان اسناد و مدارکی بیش از شباهت لفظی این دو کلمه ارائه کنند. پیشتر برخی درباره طایفه سگوند نیز چنین ادعایی مطرح کردند که هیچ مدرک مستدل و قابل توجیهی جز حرف "س" در آن نبود! شخصا در نقدی که بر آن ادعاها نوشتم عرض کردم نمی توانم قبول کنم نام سگوند جز در بطن فرهنگی خودش (و همسایگانش: چغلوند دالوند بازوند جوجه وند و...) که سنت عشایری لری است (و علیرغم گمان برخی دیگر ارتباطی با توتمیسم نیز ندارد) تحلیل شود. در قدم اول باید گفت شباهت ساکی و سکا بازهم بیشتر از سگوند است (علاوه بر سین کاف هم هست!). برای شما و استاد عزیز آرزوی سربلندی می کنم.

مریم کولیوند

سلام دوست گرامی .. امیدوارم در نوشتن قلمتان نویساتر ازهمیشه باشد.. بنده از خواندن اشعار استاد ایزدپناه لذت می برم[گل]