درخلال برگزاری مسابقه پلی آف گهر دورود لرستان-ایرانجوان بوشهر که در بروجرد برگزار شد جدای از نتیجه که به طبع باب میل میزبان و دیگر لرستانی ها مخصوصا دورودی ها بود آن چیزی که خیلی به آن پرداخته نشده بود نظم و امنیت و برگزاری خوب مسابقه از سوی میزبان بود که الحق بروجرد وبروجردی ها در جریان این مسابقه به نحو احسن برادری و هم استانی بودنشان را ثابت نمودند که هر جا نام لرستان باشد همه یکدل و متحد خواهند بود. جا دارد از زحمات یکی از ورزشی نویسان و مجریان برگزاری و خادمین ورزش لرستان وبروجرد جناب آقای فرهاد داودوندی تشکر ویژه ای داشته باشم.مهمانانی که از تهران ودیگر شهرها برای منعکس نمودن گزارش بازی به بروجرد رفتند از همراهی وهمیاری ومساعدت ومهمانوازی جناب داودوندی بسیار راضی و خرسند بودند . جادارد بنده هم به نیابت از سایر دوستان ژورنالیست تهرانی از جناب داودوندی تشکر ویژه ای داشته باشم وبه ایشان ودیگر همکاران خدوم وزحمتکش ایشان خسته نباشید بگویم.
معتمدی سعید
صعود تیم فوتبال گهر دورود لرستان (اولین تیم لیگ برتر لرستانی )به لیگ برتر را به دوست دارانش تبریک میگویم.صعودی که اتحاد و همدلی و تلاش برای موفقیت بیشتر در عرصه ورزش کشور را برای جوانان دورودی و لرستان بهمراه خواهد داشت.
امیدوارم که گهر لرستان روند رو به رشد وحرفه ای در لیگ برتر داشته باشد تا بتواند جوانان مشتاق و ورزشدوست استان مخصوصا دورودی های طرفدار گهر که در سرما وگرما حامی تیمشان بودند را راضی کند.
جدا از صعود به لیگ برتر که با همت وتلاش بازیکنان ومربیان و فوتبالدوستان دورودی وبدور از هرگونه حاشیه وجنجال وخرید امتیاز انجام شد؛ امیدوارم مسئولین استان ومدیران باشگاه حضور گهر را در لیگ برتر با تمهیدات مناسب قطعی سازند تا در اینده ودر کوران مسابقات زنگ تفریح دیگر تیم ها نباشد واز اعتبار فوتبال دورود ولرستان دفاع نماید.
باز هم به همه هواداران پرشور دورودی ولرستانی تبریک میگویم وآرزوی موفقیت برای بازیکنان و مربیان و دست اندرکاران تیم گهر دورود لرستان دارم.
پ .ن : سالها پیش برای دیدن مسابقات استقلال وپرسپولیس وتیم ملی از تلویزیون با قطار راهی دورود میشدیم ! حالا خیلی خوشحالم که بچه های "طول خط" برای دیدن زنده ی مسابقات لیگ برتر راهی استادیوم دورود شوند!
شادی مظاعفی که تبریک از طرف همکاران ودوستان غیر لرم در تهران حس خوب ووصف ناشدنی به من داد و مخصوصا اینکه تیم لرستانی با لیاقت وشایستگی ورزشکاران و مردمش به لیگ برتر راه یافت نه وساطت نمایندگان و مدیران استانی !!
راستی اگر قرار باشد که هنگام ورود به سیستم تلفن بانک اولین منوی آن انتخاب زبان ولهجه وگویش خاص باشد چه کار میکنید؟! مثلا به جای زبان فارسی هنگام ورود به تلفن بانک ؛ زبان لری، کردی، ترکی، عربی، گیلکی و .. را انتخاب و کلیه منوی ها وزیر سیستم های تلفن بانک با زبان انتخابی ومورد نظر شما پخش میشود! آیا موافقید ؟! از این سرویس (تلفن بانک به زبان محلی) استقبال میکنید یا نه؟!
بنظر شما چقدر انتخاب زبان مورد نظر در توضیح زیر سیستم های یک بانک با زبان مادری میتواند برای مشتریان یک بانک راحت و راضی کننده باشد؟!
آیا مشتریان بانک مورد نظر میتوانند از این طریق ارتباط بهتر وبیشتری با حسابهای خود داشته باشند یا فرقی نخواهد کرد؟ بنظر شما این کار احترام به مشتری مداری است یا صرفا تبلیغاتی است ؟ چه تاثیری در کارایی مشتری یا بانک دارد؟ آیا بنظر شما این پیشنهاد یا راهکار که هر مشتری که بتواند زبان مورد نظر ومورد علاقه خود را در یک زیر سیستم بانکداری الکترونیک یک بانک انتخاب نماید وتمام منوهای دیگر نیز به همان زبان مورد علاقه مشتری پخش شود راهکار وایده ی خوبی است یا نه ؟!
پ . ن: ممکن است در آینده شاهد این رخداد درد سیستم بانکی کشور باشیم .اما راهکارها و نظرات اقوام ومشتریان با زبانها ولهجه های گوناگون کمک خوبی برای رشد وتوسعه ویا رفع مشکلات ونواقص این راهکار خواهد بود.
قسمتهایی از یادداشت ذو سال پیش در مورد معلمین دهه ی 60 ایستگاه چم سنگر مخصوصا معلمین خودم را مجددا بازخوانی کرده و سالهای سال هم اگر عمری باشد باز هم از معلمین خوب وزحمتکش آن دوران یاد خواهم کرد.
دوستان راه آهنی حتما دهه ۶٠ و معلمین روستای چمسنگر و ایستگاههای اطراف را بیاد دارند .کشمکش بین معلمین آن دهه که عده ای راست گرا وعده ای چپ گرا و عده ای دیگر توده ای و ملی -مذهبی بودند. این جدل وکشمکش همیشه بین معلمان وجود داشت وگاهی اوقات به کلاس درس ومحیط مدرسه وحتی بیرون از مدرسه هم کشیده میشد. سالهای پس از پیروزی انقلاب بود و شور وهیجان واختلاف نظر در هر شهر وروستایی وجود داشت. .....هر چه بود ما نوآموز بودیم وبازیگوش و دنبال دنیای کودکانه خویش ! و فارغ از این هیاهو و تنش ها ... گاهی اوقات هم تماشاچی این مجادلات !!..
به هرحال جا دارد از معلمین دوره دبستان یادی بکنم کسانیکه یاد وخاطره شان هنوز هم با من همراه است و به جرات میتوانم بگویم که هیچوقت آنها را فراموش نکرده ام.
کلاس اول : آقای نقوی ----- کلاس دوم : آقای جعفری ------ کلاس سوم :آقای عباسعلی بیات ------- کلاس چهارم :آقای کرم زاده --------- کلاس پنچم : آقای سبزعلی پاپی ------
بجز آقای پاپی که سال پیش در خرم آباد زیارتشان کرده از بقیه خبری ندارم حتی آدرسی ! اگر دوستان لطف کنند اطلاعاتی بدهند .واقعا سپاسگزار خواهم بود.
توضیح اینکه در کلاس دوم بعد از کشمکش (همان کشمکش های معرفی دهه ۶٠) بین اقای جعفری معلم ما با اقای رحیم پاپی (مدیر مدرسه که مدیر حزب الهی آن زمان بود و چپگرای حالا ) ایشان جایشان را به آقای علی گراوند دادند که آقای گراوند چند سال پیش دارفانی را وداع گفتند .(روحش شاد).
یاد تمام معلمین زحمتکش ایران ولرستان وایستگاه چمسنگر در طول سالیان گذشته تا کنون را گرامی میدارم واز همه معلمینی که به من وهمه بچه های ایستگاهم کلمه ای یاد داده اند تشکر میکنم و همیشه در یاد وخاظره ی دانش آموزانشان جاویدند.
معلم عزیز روزت مبارک
پ. ن: خوشحال میشوم که دوستان چم سنگری نام معلمین خود را هم یادآوری کنند تا اسم یکایک آنها را ثبت کنیم.
آخر هفته-هفتم اردیبهشت- یک تیم 5 نفره دوچرخه سوار از تهران عازم دورود سپس سپیددشت وبعد ازپیاده شدن از قطار با دوچرخه عازم چم سنگر میشوند.این گروه بیشتر نقاط ایران را رکاب زده اند و این هفته مهمان ما هستند هرچند که بنده آنجا حضورندارم ولی امیدوارم دیگر اهالی میزبان خوبی برای این گروه وهموطنان عزیزمان باشند.مطمئنم که رکاب زدن در دیار ما را فراموش نخواهند نکرد و امیدوارم مهمانوازی ما هم همینطورباشد.
چندین سال است که استاد علی اکبر شکارچی کمتر در محافل وبرنامه های مختلف کمتر ظاهر می گردند و به سبک وسیاق گدشته ی خود استاد همچنان در پشت صحنه فعال و ودر حال تحقیق وپژوهش در مورد موسیقی لرستان و فولکلور هستند .وکارهای منتشر شده استاد با همراهی دیگر اساتیدی همچون استاد رحمان پور آثاری بدیع و ماندگاری را رقم زده است . از اساتید دیگری که همچنان در حال تحقیق وبررسی موسیقی فولکلور هستند میتوان از استاد علی رضا نادری نام برد.
امیدوارم که در سال جاری شاهد آثار جدیدی از این اساتیدگرانقدر موسیقی لرستان باشیم.
امیدوارم مطبوعات ورسانه های دیداری وشنیداری لرستان از این هنرمندان و اساتید بزرگوار و خاضع لرستان غافل نمانده و به انتشار آثار وخدمات این اساتید نیز در کنار سایر هنرمندان لرستانی بپردازند.
در روزهای گذشته بازی تیم گهر زاگرس دورود به نمایندگی از لرستان در برابر کاوه تهران در تهران برگزار شد صرفنظر از نتیجه بازی که برای صعود گهرزاگرس به پلی آف وامید به لیگ برتری شدن به عنوان نماینده لرستان خیلی مهم بود ، اما درپایان مشابقه با نتیجه مساوی به پایان رسید.ولی کشاکش نبرد در لیگ دسته یک برای صعود گهر زاگرس به پلی آف همچنان تا 4 بازی دیگر ادامه دارد ....
http://loor.ir/News.asp?nid=5757&ln=fa
http://loor.ir/News.asp?nid=5761&ln=fa
اما عدم حمایت آنچنانی از سوی لرهای تهران از این بازی و حضور تماشاگران کم تعداد لر برای تشویق نکات برجسته ای بود که پس از پایان بازی از سوی کاربران اینترنتی و علاقمندان به گهر زاگرس نکوهش شده است من باب قضیه لازم دانستم نکاتی را یادآوری نمایم:
1.اینکه بعضی از دوستان گفته اند که از انجمن لرستانی های تهران انتظار همراهی بیشتری داشتند را تا حدودی بحق وشایسته می دانم وانتظار میرود انجمن لرستانی های تهران در چنین مواردی حضوری فعال داشته باشد ، که این منوط به خانه تکانی و به صحنه آمدن جوانانی فعال و خوش فکر که جز توسعه وپیشرفت لرستان و اتحاد وهمگرایی در بین فعالان ،نخبگان،فرهیختگان ،کارشناسان ومدیران باتجربه سودای دیگری نداشته باشند . اما با توجه به بافت فعلی و روند کنونی انجمن لرستانی ها این اهداف و برنامه ها وچشم انداز به خیال وآرزو بیشتر شبیه است تا واقعیت. اگر لازم باشد در چند وچون این فعل وانفعالات و برنامه واهداف انجمن برای علاقمندان وجهت تنویر افکار عمومی در آینده خواهم نوشت .(من باب بحث در سال 78 مطلبی نوشتم که می توانید در اینجا مطالعه نمایید:http://ngolor.mihanblog.com/post/164)
2.بعد از سالها هم هیات عزاداری لرستانی ها به همت تعدادی از لرستانی ها و دوستداران اهل بیت راه اندازی شد باتوجه به نداشتن مکان و فضای ثابت برای برگزرای مراسم در روزهای مختلف سال به نوعی تنها در دهه ی محرم مراسم برگزار میشود که امیدوارم در سال جدید حضور دوستداران ولرستانی ها بیشتر وگسترده تر باشد.
اما نکته ای هم که در این هیات به چشم میآید اینکه برنامه ای جدی و هدفدار برای سالهای آینده جهت حضور هم استانی ها پیش بینی شده باشد وجود ندارد وگاهی اوقات احساس میشود به سمت فردگرایی سوق داده میشود و عدم برنامه ای منسجم وتقسیم وظایف وفعالیتهای همه لرستانی ها این شائبه را که افراد بانی فقط به دنبال خدایی ناکرده مطامعی سیاسی ویا بهره برداری دیگری باشد را بدنبال دارد که امیدواریم این یک درحدیک ایده و نظر،عقیم بماند وهیات بتواند پاسخگوی احساسات وعواطف پاک دوستداران مثل سال 90 باشد.
اما اینکه چرا حضور لرها درتهران به نسبت ترک ها و پرکردن استادیوم برای تشویق تیم مورد نظرشان کمی قیاس مع الفارق است ! دوستان گرامی هموطنان آذری زبان شاید به اغراق میتوان گفت نصف پایتخت را در بر گرفته اند واز بازار و سوپر مارکت ها و نانوایی ودکه ها و کارشناسان ودانشجویان و... اکثرا آذری زبان هستند و دیگر قومیت ها درصد ناچیزی را تشکیل میدهند . اما لرها هم بدلیل نداشتن مرکزیت ومحوریت وپایگاه ثابت وگستردهی فرهنگی -اجتماعی بنوعی در شلوغی شهر گم شده اند وصدایشان هم به هم نمی رسد ودر بعضی از اوقات هم توان کار گروهی و تحمل نظر وعقیده ی مخالف خود را ندارند و بنوعی نمی توان همه را در یک محفل سازماندهی کرد و این مشکل اصلی انها در هم گرایی واتحاد است .چیزی که دیگر استانها وقومیت ها در مرکز براحتی با ان کنار آمده و مسئول هیات ویا انجمن خود را بعنوان رهبر قبول دارند ، اما ما بسختی شخصی را به عنوان نماینده ی حود می پذیریم . دیگر انکه رسانه و تبلیغات کافی برای اطلاع و آگاهی همدیگر در اختیار ندارند ویا اگر هم هست بصورت بسیار محدود ودسترسی به همه برای اطلاع رسانی وجود ندارد وساز وکارهای ایجاد این امکانات هم برای یک یا چند نفر میسر وبتنهایی امکان پذیر نیست.
دیگر انکه بپذیریم اکثر لرها درتهران هم افرادی با مسولیتها ومناصب در حد خوب و مدیران ، دانشجویان ویا فعالانی در دیگر عرصه های فرهنگی اجتماعی وسیاسی واقتصادی و.. هستند که شاید بهتر بگویم وقت و یا فرصتی برای تماشای مسابقه ای انهم در لیگ دسته یک و در استادیومی کمی دورتر از مرکز را پیدا نکردند و در عرصه ی دیگری از کار وتحصیل و.. مشغول بودند که تا حدودی نباید خرده ای گرفت . امیدوارم با صعود گهر به لیگ برتر و حضور در استادیوم آزادی دیگر لرستانی ها این بی خبری و بی برادری را جبران نمایند.
نمونه مثالهایی که دوستان در باب درگذشت مرحوم رضا سقایی ذکر کردند را بنده هم قبول دارم و خود بنده هم بعد از اطلاع با انکه ارتباط مستقیمی با خانواده ی مرحوم سقایی نداشتم بلکه با همکاری دیگر دوستان و حتی دوستان سایت لور اطلاع رسانی انهم در زمانی کوتاه 4 الی 5 ساعت انجام داده که کافی نبود و حضور اندک لرها در مراسم اسطوره موسیقی خود بنوعی بدتر از خبر مرگ استاد بود . اما این حضور اندک در تهران به کنار، در خرم آباد چرا انطور استادی که صدایش هنوز در کوجه باغهای خرم آباد شنیده میشد را بدرقه کردند؟! بنظر میرسد ما برای خودمان هم دیگر دلواپسی نداریم !! و می رویم در هیاهوی تکنولوژِی و عصر دیجیتال خود وهویت خود را پنهان کنیم ....
در تواریخ سیستان آمده است:
وقتی که سپاهیان «قُتیبه»(سردارعرب)، سیستان را به خاک و خون کشیدند، مردی چنگنواز، در کوی و برزن ِ شهر – که غرق خون و آتش بود – از کشتارها و جنایات «قُتیبه» قصّهها میگفت و اشک ِخونین از دیدگان آنانی که بازمانده بودند، جاری میساخت و خود نیز، خون میگریست… و آنگاه، بر چنگ مینواخت و میخواند:
-«با اینهمه غم
در خانه ی دل
اندکی شادی باید
که گاهِ نوروز است…».
اندکی شادی باید که گاه ِ نوروز است
آخرین پنج شنبه سال سنتی قدیمی وایرانی است که ایرانیان درروزهای پایانی سال بعد از خانه تکانی کردن و جهارشنبه سوری به دیدار درگذشتگان خود می روند وبه نوعی یاد وخاطره ی آنها را گرامی داشته وبرای آنها که چشمشان به بازماندگان است طلب آمرزش و مغفرت می کنند.
چند سالی است که نتوانسته ام آخرین پنج شنبه سال چم سنگر باشم اما هر سال دلم آنجاست و خیلی دلم میگیرد که حتی گاهی برای آخرین پنج شنبه که برای جبران تمام نبودن های یک سال است هم نتوانی حضور داشته باشی ! حسی که همیشه همراهت خواهد بود و وبه نوعی دلگیر به استقبال بهار می روی در حالی که ممکن است برخی از عزیزانت در آغوش سرد خاک چشم براه ومنتظرت بودند .... مغفرت وآمرزش برای مادرم و تمام درگذشتگان ایستگاه جم سنگر از خداوند بزرگ می خواهم. روحشان شاد
سالها پیش بیاد دارم چهارشنبه سوری را بچه ها شروع می کردند و بزرگترها مراقب بودند واز دور نیم نگاهی به آتش و بازی بچه ها در کنار آتش داشتند. در فاصله کمی به غروب مانده آتش بچه ها شعله ور می شد و پرواز بچه بر روی آتشی دیدنی بود با آوازی و وردی! " سرخی تو از من ! زردی من از تو ! " راستی این چه پیامی بود ؟ ما بعد از آتش چهارشنبه سوری احساس میکردیم که واقعا سرخ شده ایم وزردی مان را به آتش سپرده ایم ! احساس شورانگیزی بود و گاهی اوقات می گفتند اگر از روی آتش نپری زردی آخر سال را با خود به سال نو خواهی برد و زرد می مانی ! هر چه بود پایانش جز با شور و هیجان و احساس خوشایندی همراه بود و تا ساعتها این احساس با تو همراه بود و .......
اما اینک بعد از سالها بیاد آن روزها که دیگر تکرار نمی شوند می مانی با انبوهی از ترقه ها و فشفشه ها وسرنج و اکلیل و باروت که سوغات چین برای هویت و آداب و روسوم گذشته مان است. در چنین روزی احساس می کنی شهر به بزرگی تهران کمی خلوت تر شده و کارمندان قبل از ساعت 4 راهی منازل می شوند تا در میان دود و باروت و اتش و بمب ونارنجک گیر نیفتند ! اینجا گاهی اوقات احساس میکنی در سنگر باید بمانی و شاهد منورها و بمب ها ونارنجک های همسایه ها باشی تا مبادا زخمی شوی !! واقعا گاهی احساس میکنی در جبهه ای قرار گرفتی که دشمن از پشت بام وپنجره و در ودیوار و پشت ماشین ها و پارک ها و... به کمین نشسته تا با ترقه وبمبی اسباب خنده ی دیگران وخود را فراهم سازد و به این صورت جشنی برگزار نموده است !! دقیقا می فهمم که بچه های این روزگار اصلا از آیین ویا اداب وروسومی مثل چهارشنبه سوری چیزی نه می فهمند ونه یاد گرفته ونه یاد خواهند گرفت ! انها چیزی جز ترقه وبمب ونارنجک و... یاد نگرفته ونخواهند گرفت !!اصلا با ان بیگانه شده و هرچه پدر ومادران وبزرگترها ویا شهرداری بخواهد تلی از آتش برای تخلیه ی هیجاناتشان ویا برگزاری و بازخوانی رسمی قدیمی مهیا سازد ، موفق نبوده ونخواهند شد . اینجا تا ساعتها در هرکوچه و محله ای بوی تند باروت مشام را می آزارد و تا پاسی از شب ترکیدن گاه وبیگاه ترقه وبمب ونارنجکی آسایش و آرامش شهروندان را بر هم میزند.چه اتفاقی افتاد وچرا به این سمت وسو کشیده شدیم را نیمدانم؟ اما این بدعت اینقدر زود دامنگیر هموطنان شد که گاهی اوقات پدران ومادران هم خود سهمی از ترکاندن ترقه ونارنجک و بمب و... برای پاسداشت آیینی کهن دارند!!!!
درگذشت مرحوم مغفور شادروان حاج امیر پاپی را به خانواده محترم-مخصوصا یگانه فرزندش نادر - وبستگان آن مرحوم تسلیت عرض نموده وبقای عمر بازماندگان را از خداوند منان مسئلت داریم.
روز گذشته درحال تبادل اطلاعات با پسرم که دانش اموز کلاس چهارم (+) است بودم که در یکی از درس های فارسی اش به داستان آرش کمانگیر برخوردم ودر انتهای درس که دانش آموز باید به سوالاتی جواب دهد ویا با هم کلاسی یا والدینش به گفتگو بنشیند نکته ی جالبی دیدم که صلاح دیدم عکس آن را در سایز کوچک برای اطلاع خوانندگان بنگارم .مطلبی که توجهم را جلب کرد و نکته ای که ما از آن غافل هستیم .در این درس از نام آوران ایرانی اسم برده شد و از رستم وسهراب وپوریای ولی ومیرزاکوچک خان جنگلی تختی و آریو برزن به نام آوران مشروطه رسیده بود و نام ستارخان وباقر خان هم به میان اورده شده و لی از دیگر سردار مشروطه یعنی سردار اسعد که حتی جلوتر از ستارخان وباقرخان بود ونقش مهمی در تعیین مشروطیت داشت نامی اورده نشده بود و این غفلت انهم در درس های دانش اموزان ابتدایی که فردای تاریخ این کشور را رقم خواهند زد غیرقابل جبران خواهد بود و اهرمی برای یاداوری این نکات به پدیداوردندگان و مولفان کتاب های درسی دانش اموزان وجود ندارد و می رود که در همه جای کشور ومتون وکتابها نام قهرمانان ونام آوران قوم لر به دست فراموشی سپرده شود و هر تلاشی هم برای یاداوری انها به جایی نرسد.
برای دیدن تصویر کلیک کنید:
http://alkaos.com/images/4162012_02_16_10.46.44.jpg
چند وقتی است که راه آهن و راه آهنی ها فکرم را بخود مشغول کرده و دوست دارم در این مورد بیشتر بنویسم اما مطالب بسیار ونمی دانم از کجا شروع کنم وبعضی اوقات هم حوصله نوشتن ندارم.اما در این پست تصمیم گرفتم اصطلاخات رایج راه آهنی را بنویسم و خیلی از این اصطلاجات هم ممکن است از قلم افتاده باشد و دوست دارم خوانندگان نظرات خود را پیرامون این اصطلاحات حتما بنویسند واگر خاطره ای دارند یادآوری نمایند.
قطار باری- قطار محلی- قطار مسافری-قطار احشام-ف 1 - ف 2- ف 3 -
تلاقی- چراغ قرمز-سبز- زرد- مانور-کنترل-عبوری-بی سیم-
بلندگوی ایستگاه -انبار توشه -بلیط و بلیط گیر-
رئیس قطار- ترمز بان- سوزن بان-راهبان-گارد واگن
تونل-کُرپی- ریل- بولت- تراورس-دیزل-درزین-پشتکار درزین
مقره - سیم بان- تلفن ایستگاه - قطار نماز- نیشکریها در قطار-خارج شدن قطار از ریل
سوت قطار -اعلام حرکت قطار- سالن انتظار قطار-پرداخت حقوق
خط کوب -خط فرار-خط مانور-خط 1و2و3-خط کور
فهرست ایستگاه های بین راه راه آهن لرستان (دورود -اندیمشک) :
قارون-بیشه -سپیددشت- چم سنگر-کشور -تنگ هفت-تنگ پنج- تله زنگ- مازو- شهبازان- گل محک-بالارود-دوکوهه
حال نظر شما چیست؟!
صنعت و اقتصاد لرستان-حسین سلاح ورزی بانک مطالب گوناگون - حامد نصیری چراغ های رابطه - نصرت درویشی پیامک به زبان لری ،بختیاری ولکی شورای شهر دورود- حسن امیدیان همركاب كوچ هاي آخرين- گوهری کلاس چهارم - سپهر معتمدی عبید شاکی - رضا ساکی ندای اشترانکوه - گرجي سلسله - فرزاد عزیزی واگویه -فرامرز محمدی مجله الکترونیکی لور کاسیان - کاسیتی دکتر رضا مدهنی لرستان وکاسیان نشریه سیـمره روستای پیرجد چنـــار گـــریت فرهاد داودوندی قوم لر-ظفر پاپی لرونه -مراد جلائی پایگاه خبری لــــــرنا وبلاگ روستاهاي ايران دفتر تمرین -خورشیدوند کوهدشت - امین ازادبخت کوهدشت .رومشکان . رومیانی لرستان کوچک قزوین-احد چگینی ایستگاه چمسنگر در بلاگ اسکای عکس هایی از سرزمین کاسیان 1 عکس هایی از سرزمین کاسیان 2 آوای محیط زیست-محسن تیزهوش انجمن تحصیلکردگان لر-مسعود سیفی
